الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
81
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
2 . بيان اقوال در اين باب ، و قول حق ، 3 . بيان يك اشكال و جواب . مطلب اول . مقدمات : سه مطلب را به عنوان مقدمه ذكر مىكنند : 1 . اين نزاع ، بر ثبوت حقيقت شرعى متوقف نيست ، بلكه چه حقيقت شرعى ثابت و قابل قبول باشد و چه نباشد ، جاى طرح اين بحث وجود دارد . به عبارت ديگر ، اين تنها مثبتين حقيقت شرعى نيستند كه حق شركت در اين بحث را دارند ، بلكه منكرين حقيقت شرعى هم ، حق شركت در اين بحث دارند به دليل اينكه بنا بر نظريهء مثبتين ، اين بحث ، خيلى روشن است كه آيا شارع ، اين الفاظ را براى خصوص صحيح وضع كرده تعيينا او تعينا و يا براى اعم از صحيح و فاسد ؟ و بنا بر نظريهء منكرين هم مىگوييم : بلااشكال ، اين الفاظ ، در ميان متشرعان ، در اين معانى شرعى ، حقيقتا استعمال مىشود ؛ اما به نحو وضع تعينى . باز بلااشكال ، مسلمانها در استعمال اين الفاظ ، تابع شارع بودند و از پيش خود ، اظهار نظرى نداشتند . با توجه به اين دو امر ، به استعمالات متشرعان مراجعه مىكنيم ؛ و از اين راه ، نحوهء استعمال شارع را كشف مىكنيم . به اين صورت كه اگر مسلمانها اين الفاظ را در خصوص عبادات صحيح به كار مىبردند ، ما كشف مىكنيم كه در لسان شارع هم ، در همين معانى صحيح استعمال مىشده ، خواه به صورت حقيقت و خواه به صورت مجاز ؛ و اگر مسلمانها اين الفاظ را در اعم از صحيح و فاسد به كار مىبردند ، ما كشف مىكنيم كه در لسان شارع هم ، در همين معانى استعمال مىشده ، خواه حقيقتا و خواه مجازا . پس بنا بر قول به عدم ثبوت حقيقت شرعى هم ، جاى اين بحث باقى است . 2 . معناى صحيح و فاسد و اعم چيست ؟ صحيح ، در اصطلاح هر قومى و علمى ، معنايى دارد ؛ مثلا عند الفقهاء ، به معناى اسقاط القضاء است ( الصحيح ما اسقط القضاء ) . و عند المتكلمين ، به معناى موافقت شريعت است ( الصحيح ما وافق الشريعة ) . و عند الاطباء ، به معناى اعتدال مزاج است ( الصحيح من كان معتدل المزاج ) . و عند الاصوليين ، به معناى تام الاجزاء و الشرائط است . فاسد هم ، متقابلا ، در نزد هر علمى ، معنايى دارد ؛ و عند الاصوليين ، عبارت